تا کنون انديشمندان و مورخاني در اروپا و سراسر جهان موضوع هلوکاست را مورد بررسي قرار داده اند و مکتوباتي نيز در اين زمينه به چاپ رسيده است، اما از چند ماه گذشته و مشخصاً از زماني که رئيس جمهور ايران (محمود احمدي نژاد) به عنوان اولين مقام دولتي، در  اظهارات خود هولوكاست‌ يا به‌ اصطلاح‌ نسل‌ كشي‌ يهوديان‌ در اردوگاه‌هاي‌ كار اجباري‌ نازي‌ها را با چالش مواجه ساخت، هولوكاست‌ به‌عنوان‌ يك‌ واژه‌ سياسي‌ وارد فرهنگ‌ گفتمان‌رسانه‌اي‌‌ شده و تبديل به پارادايم شده است. اين در حاليست که در گذشته‌ از اين‌ مسئله‌ به‌ندرت‌ ياد مي‌شد.    در اين راستا، بسياري‌ زير سوال‌ بردن‌ اين‌ موضوع‌ را امري‌ناپسند مي‌دانند و برخي‌ ديگر بر اين‌ باورند كه‌ اين‌موضوع‌ نيز مانند تمام‌ موضوع‌هاي‌ ديگر بايد درمعرض‌ تحقيق‌ و تفحص‌ قرار گيرد.    اما موضوع‌ مهمي‌ كه‌ اغلب‌ در اين‌ بحث‌ به‌ بوته‌فراموشي‌ سپرده‌ مي‌شود، اين‌ است‌ كه‌هلوكاست‌ تنها ادعا و يا باور كشته‌ شدن‌ 6 ميليون‌يهودي‌ در اتاق‌هاي‌ گاز و کوره هاي آدم سوزي نيست‌ و اين‌ مسئله‌ ابعادپيچيده‌تري‌ دارد و موارد مادي و معنوي بسياري را شامل مي شود که نگارنده قصد دارد در اين نوشتار به آن بپردازد.    ريشه يابي هلوکاست     ريشه اصطلاح هلوکاست به معناي (از بين بردن چيزي به وسيله آتش، بطوري که کاملا از بين برود)، از دو واژه يوناني holos به معناي تمام و kalein به معناي سوزاندن اخذ شده است.    اما کاربرد تاريخي اين اصطلاح، به کشتار يهوديان طي جنگ جهاني دوم در کوره هاي آدم سوزي آلمان نازي اشاره دارد که توسط (الي ويزل) براي اولين بار مطرح شد.     اصطلاح هلوکاست به سه شکل بکار مي رود:    1- در زبان انگليسي (هلوکاست)1    2- در زبان عبري کلا سيک (اولام کالين)2    3- در زبان عبري مدرن (شوآه)3    براي نخستين بار در اعلاميه استقلال رژيم صهيونيستي در سال 1948، اصطلاح هلوکاست در نسخه انگليسي و ازکلمه شوآه در نسخه عبري استفاده شد، البته امروزه در اکثر جهان اين اصطلاح بزبان انگليسي رايج است اما، يهوديان با تعصب ويژه اي از آن با عبارت شوآه ياد مي کنند.    اصطلاح هلوکاست را مي توان در تداوم اصطلاح (آنتي سميتيسم)4 يا ضد سامي و اصطلاح يهود ستيزي، جايگزيني در جهت موجه جلوه دادن حضور اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي، قلمداد نمود که در تشکيل رژيم اشغالگر قدس نقش بسزايي ايفا نمود.    الي ويزل، درباره هلوکاست مي نويسد: «چون اين حادثه منحصر به فرد است نمي توان آن را در چارچوب تاريخ درک کرد. اين مساله فراتاريخي است، بلکه تخريب تاريخ است و به دليل قرار گرفتن در اين سطح بي مانندي، نمي توان آن را با هيچ حادثه ديگري مقايسه کرد. مقايسه اي اين چنين در واقع خيانتي به تاريخ يهوديت است».    وي که در سال 1928 ميلادي در مجارستان متولد شده است، 11ساله بوده که جنگ جهاني دوم (1939 - 45 ميلادي) آغاز مي شود. ويزل پس از جنگ به فرانسه کوچيد و در دنياي رسانه هاي صهيونيستي فرانسه به روزنامه نگاري مشغول شد. ويزل بعداً به امريکا رفت و در سال 1986 در 58 سالگي به پاداش تلاشهاي فرهنگي اش در تاييد و تثبيت صهيونيسم جهاني، انتخاب و برنده جايزه صلح نوبل شد. ويزل آثار متعددي نوشت است و تا کنون از او حدود 30جلد کتاب منتشر شده.    براي اين يهودي مجارستاني الاصل، وقايعي چون کشتار فجيع ارامنه طي جنگ جهاني اول در سال 1915 5 و بمباران دهشتناک اتمي هيروشيما در جنگ جهاني دوم و دهها واقعه مشابه، چندان مهم نيست ؛ اگر پاي اهميت به اصطلاح قتل عام يهوديان در ميان باشد!     ويزل در رماني به نام «شب» زندگي يهوديان مجارستاني را دراواخر جنگ جهاني دوم به تصوير کشيده و در اين قصه کوشيده تا ماجراي جعلي کوره هاي آدم سوزي را به عنوان يک واقعيت به خوانندگان خود بباوراند.    ويزل در زمان نوشتن رمان «شب» نويسنده اي نوخاسته و جوان بوده و ناخواسته آنچه در توصيف کوره هاي آدم سوزي گفته است بيشتر مضحک مي نمايد تا ترسناک! جالبتر اين که ويزل در رمان خود گويا فراموش کرده که در اردوگاه هاي يهوديان به زعم صهيونيست هاي تحريفگر و افسانه پرداز، اتاقهاي گاز نيز وجود داشته است، در نتيجه در اين رمان که بيش از دو سوم حجم آن در اردوگاه ها مي گذرد از وصف کشتن يهوديان در اتاقهاي گاز خبري نيست!، بلکه در اردوگاه آشويتسي که ويزل توصيف مي کند، در دو نوع گودال، يهودي ها را بطور مستقيم وزنده زنده مي سوزانده اند: يکي ويژه خردسالان و ديگري مخصوص بزرگسالان!     در جايي از «شب» ويزل مي گويد: «در فاصله اي نه چندان دور از ما شعله هايي بس بلند از گودالي به هوا برمي خاست. گويا چيزي را مي سوزاندند، واگني به گودال نزديک شد و محموله اش را خالي کرد که کودکان خردسال بودند! بچه ها!     بله، به نظرم ديدمشان، با همين دو چشم خودم کودکان را در ميان شعله هاي آتش ديدم (آيا تعجب آور است که تا مدتها نتوانستم بخوابم؟ خواب از چشمانم گريخته بود). خب پس مي خواستند ما را به چنين جايي ببرند. آن سوتر، گودال بزرگتري بود ويژه بزرگسالان!»6    ويزل خود را با اسرائيل يکي مي داند و درباره کينه غيريهوديان به يهوديان مي گويد: «به دليل جايگاه ما و جايگاهي که اسرائيل در قلب زندگي و حيات ما دارد، دشمنان ما همواره به دنبال از بين بردن ما و اسرائيل هستند.» ماجراي هلوکاست و قتل عام يهوديان در دوران جنگ جهاني دوم، تنها يک بحث تاريخي صرف نيست!        واقعيت يا دروغ؟    بي ترديد آنچه مفهوم امروزي هلوکاست از نسل کشي يهوديان (در کوره هاي آدم سوزي ) طي جنگ جهاني دوم در اذهان جهاني متبادر مي کند، با واقعيت فاصله بسياري دارد و اشکالات زيادي برآن وارد است که هدف اصلي نگارنده دراين نوشتار نيز همين است و در ادامه بيشتر به آن پرداخته مي شود، اما از طرف ديگر قرآن به ذکر واقعيت هلوکاست پرداخته است.    اين واقعه هولناك در فاصله زماني بعد از ظهور حضرت مسيح (ع) و قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) در يمن اتفاق افتاده است:    «ذونواس» پادشاه يهودي يمن در جايگاه مخصوصي كه براي او تدارك ديده اند، نشسته است و خاخام‌هاي ‌يهود، اطراف او به احترام ايستاده اند، مقابل جايگاه گودالهاي ‌خندق مانند و عميقي در زمين حفر شده و آتش سوزان و پرحجمي كه در گودال برافروخته اند تا چند متر بالاتر از سطح زمين زبانه مي‏كشد. آن سوي ميدان، جمع انبوهي از مردان، زنان و كودكان در حاليكه غل و زنجير بر دست و پا و گردن آنها زده اند در محاصره سربازان و صاحب منصبان مسلح سپاه ذونواس به زانو نشسته اند. شيون زنان، ناله دردناك مردان و گريه سوزناك كودكان فضا را آكنده است. خاخام بزرگ يهود با اشاره «ذونواس» فرمان او را براي آخرين بار و با صداي بلند به اسرا كه جمع انبوهي از مردان و زنان و كودكان يمني هستند، ابلاغ مي‏كند... زمان واقعه قبل از ظهور اسلام است، مردم يمن آن روزگار از سالها ‌قبل به دين مسيح گرويده اند و اكنون «ذونواس» پادشاه يمن كه چندي است به آئين يهود درآمده، فرمان هولناك خود را از زبان خاخام بزرگ دربار خويش اعلام مي‏كند؛... اسرا تنها دو راه پيش روي دارند، يا از مسيحيت اعلام انزجار كرده و به دين يهود درآيند و يا در آتش سوزان و پرلهيب بسوزند. اسرا، اما كه از پيروان پاكباخته مسيح (ع) هستند، دست از ايمان خويش برنمي دارند و بعد... به فرمان پادشاه يهودي، تمامي آنان را زنده زنده به درون آتش انداخته و مي‏سوزانند... كودكان نيز، به جرم آن كه پدران و مادران آنها مسيحي مومن و خداپرست بوده اند، از زنده سوختن در آتش خشم پادشاه و خاخام‌هاي ‌يهود در امان نمي‏مانند...    ماجراي اين واقعه هولناك در سوره مباركه بروج اينگونه آمده است:    «والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان كه دارنده برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهي دهنده و آنچه به آن گواهي دهند، كه «اصحاب اخدود» به هلاكت رسيدند. آنان كه آتشي از هيزم‌ها ‌افروخته و درحاليكه بر كناره آتش نشسته بودند، بر آنچه بر سر مومنان مي‏آوردند، نظاره مي‏كردند، (اصحاب اخدود) تنها به اين علت از مومنان انتقام گرفتند كه آنان به خداي عزيز و حميد ايمان آورده بودند...»     (اخدود)به معني شكاف زمين و گودال است.




برچسب‌ها: جنگ جهانی دوم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 20:6  توسط ابوالفضل  |