|
مطهرات و تیمم
سال تحصیلی1390-1391 ده چيز، نجاست را پاك مىكند و آنها را مطهرات گويند: اول: آب.دوم: زمين. سوم:آفتاب. چهارم: استحاله. پنجم: انتقال. ششم: اسلام. هفتم: تبعيت. هشتم: برطرف شدن عين نجاست. نهم: استبراء حيوان نجاستخوار. دهم: غايب شدن مسلمان. 1-اب آب با چهار شرط، چيز نجس را پاك مىكند: اول: آنكه مطلق باشد. پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد، چيز نجس را پاك نمىكند. دوم: آنكه پاك باشد.سوم: آنكه وقتى چيز نجس را مىشويند آب مضاف نشود و بو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد. چهارم: آنكه بعد از آب كشيدن چيز نجس، عين نجاست در آن نباشد. و پاك شدن چيز نجس با آب قليل يعنى آب كمتر از كر، شرطهاى ديگرى هم دارد كه بعدا گفته مىشود. ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست، بلكه در كر و جارى هم احتياط سه مرتبه است، اگر چه ارجح در كر و جارى يك مرتبه است. ولى ظرفى كه سگ ليسيده يا از آن ظرف آب يا چيز روان ديگر خورده، بايد اول با خاك پاك،خاك مال كرد و بعد بنابر احتياط واجب دو مرتبه در كر يا جارى يا با آب قليل شست. و همچنين ظرفى را كه آب دهان سگ در آن ريخته، بنابر احتياط واجب بايدپيش از شستن خاك مال كرد. اگر دهانه ظرفى كه سگ دهن زده، تنگ باشد و نشود آن را خاك مال كرد، چنانچه ممكن است بايد كهنه به چوبى بپيچند و به توسط آن خاك را به آن ظرف بمالند، و در غير اين صورت پاك شدن ظرف اشكال دارد. ظرفى را كه خوك از آن چيز روانى بخورد، با قليل بايد هفت مرتبه شست، و در كر و جارى نيز هفت مرتبه بايد شست به احتياط واجب، و لازم نيست آن را خاك مال كنند، اگر چه احتياط مستحب آن است كه خاك مال شود. و نيز ليسيدن خوك ملحق است به آب خوردن آن، به احتياط واجب. اگر بخواهند ظرفى را كه به شراب نجس شده با آب قليل آب بكشند، بايد سه مرتبه بشويند، و بهتر است هفت مرتبه شسته شود. كوزهاى كه از گل نجس ساخته شده و يا آب نجس در آن فرو رفته، اگر در آب كر يا جارى بگذارند، به هر جاى آن كه آب برسد پاك مىشود. و اگر بخواهند باطن آن هم پاك شود بايد به قدرى در آب كر يا جارى بماند كه آب به تمام آن فرو رود، و فرو رفتن رطوبت كافى نيست. ظرف نجس را با آب قليل، دو جور مىشود آب كشيد. يكى آنكه سه مرتبه پر كنند و خالى كنند، ديگر آن كه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند. اگر ظرف بزرگى مثل پاتيل و خمره نجس شود، چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر كنند و خالى كنند، پاك مىشود. و همچنين است اگر سه مرتبه از بالا آب در آن بريزند، به طورى كه تمام اطراف آن را بگيرد و در هر دفعه آبى كه ته آن جمع مىشود بيرون آورند، و احتياط واجب آن است كه در هر دفعه ظرفى را كه با آن آبها را بيرون مىآورند، آب بكشند. اگر مس نجس و مانند آن را آب كنند و آب بكشند، ظاهرش پاك مىشود. تنورى كه به بول نجس شده است، اگر دو مرتبه از بالا آب در آن بريزند، به طورى كه تمام اطراف آن را بگيرد، پاك مىشود. و در غير بول اگربعد از برطرف شدن نجاستيك مرتبه به دستورى كه گفته شد، آب در آن بريزند، كافى است. و بهتر است كه گودالى ته آن بكنند تا آبها در آن جمع شود و بيرون بياورند، بعد آن گودال را با خاك پاك پر كنند. اگر چيز نجس را بعد از برطرف كردن عين نجاست، يك مرتبه در آب كر يا جارى فرو برند كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد، پاك مىشود. و احتياط واجب آن است كه فرش و لباس و مانند اينها را طورى فشار يا حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود. اگر بخواهند چيزى را كه به بول نجس شده با آب قليل آب بكشند،چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود، در صورتى كه بول در آن چيز نمانده باشد، يك مرتبه ديگر كه آب روى آن بريزند پاك مىشود. ولى در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد. و غساله آبى است كه معمولا در وقتشستن و بعد از آن از چيزى كه شسته مىشود خود بهخود يا به وسيله فشار مىريزد. اگر چيزى به بول پسر شيرخوارى كه غذا خور نشده، و شير خوك نخورده نجس شود، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند كه به تمام جاهاى نجس آن برسد،پاك مىشود. ولى احتياط مستحب فرش و مانند اينها فشار لازم نيست. اگر چيزى به غير بول نجس شود چنانچه بعد از برطرف كردن نجاستيك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود، پاك مىگردد. و نيز اگر در دفعه اولى كه آب روى آن مى ريزند نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روى آن بيايد پاك مىشود، ولى در هر صورت لباس و مانند آن را بايد فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد. اگر حصير نجس را كه با نخ بافته شده، در آب كر يا جارى فرو برند،بعد از برطرف شدن عين نجاست، پاك مىشود. اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود، به فرو بردن در كر و جارى پاك مىگردد. و اگر باطن آنها نجس شود، پاك نمىگردد. اگر انسان شك كند كه آب نجس به باطن صابون رسيده يا نه، باطن آن پاك است. اگر ظاهر برنج و گوشتيا چيزى مانند اينها نجس شده باشد، چنانچه آن را در ظرفى بگذارند و سه مرتبه آب روى آن بريزند و خالى كنند پاك مىشود و ظرف آن هم پاك مىگردد. ولى اگر بخواهد لباس يا چيزى را كه فشار لازم دارد، در ظرفى بگذارند و آب بكشند بايد در هر مرتبه كه آب روى آن مى ريزند، آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند تا غسالهاى كه در آن جمع شده بيرون بريزد. لباس نجسى را كه به نيل و مانند آن رنگ شده، اگر در آب كر يا جارى فرو برند و آب پيش از آنكه به واسطه رنگ پارچه مضاف شود به تمام آن برسد، آن لباس پاك مىشود. اگر چه موقع فشار دادن، آب مضاف يا رنگين از آن بيرونآيد. اگر لباسى را در كر يا جارى آب بكشند و بعد مثلا لجن آب در آن ببينند، چنانچه احتمال ندهند كه جلوگيرى از رسيدن آب كرده، آن لباس پاك است. اگر بعد از آب كشيدن لباس و مانند آن، خورده گل يا اشنان در آن ديده شود، در صورتى كه بداند كه خورده گل يا اشنان با آب شسته شده، پاك است. ولى اگر آب نجس به باطن گل يا اشنان رسيده باشد، ظاهر گل و اشنان پاك و باطن آنها نجس است. هر چيز نجس تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند، پاك نمىشود، ولى اگر بو يا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشكال ندارد. پس اگر خون را از لباس برطرف كنند و لباس را آب بكشند و رنگ خون در آن بماند، پاك مىباشد. اما چنانچه به واسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذرههاى نجاست در آن چيز مانده،نجس است. اگر نجاست بدن را در آب كر يا جارى برطرف كنند بدن پاك مىشود و بيرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نيست. غذاى نجسى كه لاى دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذاى نجس برسد، پاك مىشود. اگر موى سر و صورت زياد باشد و با آب قليل آب بكشند، بايد فشار دهند كه غساله آن جدا شود. اگر جايى از بدن يا لباس را با آب قليل آب بكشند، اطراف آن جا كه متصل به آن است و معمولا موقع آب كشيدن، آن جا نجس مىشود، در صورتى كه آبى كه براى پاك شدن محل نجس مى ريزند به آن اطراف جارى شود با پاك شدن جاى نجس پاك مىشود. و همچنين است اگر چيز پاكى را پهلوى چيز نجس بگذارند و روى هر دو آب بريزند. پس اگر براى آب كشيدن يك انگشت نجس، روى همه انگشتها آب بريزند و آب نجس به همه آنها برسد، بعد از پاك شدن انگشت نجس تمام انگشتها پاك مىشود. گوشت و دنبهاى كه نجس شده مثل چيزهاى ديگر آب كشيده مىشود. و همچنين است اگر بدن يا لباس، چربى كمى داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيرى نكند. اگر ظرف يا بدن نجس باشد و بعد به طورى چرب شود كه جلوگيرى از رسيدن آب به آنها كند، چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بكشند، بايد چربى را برطرف كنند تا آب به آنها برسد. چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست، اگر زير شيرى كه متصل به كر استيك دفعه بشويند، پاك مىشود. و نيز اگر عين نجاست در آن باشد، چنانچه عين نجاست آن، زير شير يا به وسيله ديگر برطرف شود و آبى كه از آن چيز مىريزد بويا رنگ يا مزه نجاست به خود نگرفته باشد، با آب شير پاك مىگردد. اما اگر آبى كه از آن مى ريزد بو يا رنگ يا مزه نجاست گرفته باشد، بايد به قدرى آب شير روى آن بريزند تا در آبى كه از آن جدا مىشود بو يا رنگ يا مزه نجاست نباشد. اگر چيزى را آب بكشد و يقين كند پاك شده و بعد شك كند كه عين نجاست را از آن بر طرف كرده يا نه، چنانچه موقع آب كشيدن متوجه برطرف كردن عين نجاست بوده آن چيز پاك است، و اگر متوجه بر طرف كردن عين نجاست نبوده، بنابر احتياط مستحب بايد دوباره آن را آب بكشد. زمينى كه آب روى آن جارى نمىشود اگر نجس شود با آب قليل پاك نمىگردد. ولى زمينى كه روى آن شن يا ريگ باشد چون آبى كه روى آن مىريزند ازآن جدا شده و در شن و ريگ فرو مىرود با آب قليل پاك مىشود، اما زير ريگها نجس مىماند. زمين سنگ فرش و آجر فرش و زمين سختى كه آب در آن فرو نمى رود، اگر نجس شود با آب قليل پاك مىگردد، ولى بايد به قدرى آب روى آن بريزند كه جارى شود. و چنانچه آبى كه روى آن ريختهاند از سوراخى بيرون رود همه زمين پاك مىشود، و اگر بيرون نرود جايى كه آبها جمع مى شود نجس مىماند، و براى پاك شدن آنجا بايد گودالى بكنند كه آب در آن جمع شود، بعد آب را بيرون بياورندو گودال را با خاك پاك پر كنند. اگر ظاهر نمك سنگ و مانند آن نجس شود، با آب كمتر از كر هم پاك مىشود. اگر شكر آب شده نجس را قند بسازند و در آب كر يا جارى بگذارند، پاك نمىشود. 2-زمین زمين با سه شرط، كف پا و ته كفش نجس را پاك مىكند: اول: آنكه زمين پاك باشد. دوم: آنكه خشك باشد. سوم: آنكه اگر عين نجس مثل خون و بول، يا متنجس مثل گلى كه نجس شده در كف پا و ته كفش باشد، به واسطه راه رفتن يا ماليدن پا به زمين برطرف شود. و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا آجر فرش و مانند اينها باشد، و با راه رفتن روى فرش و حصير و سبزه، كف پا و ته كفش نجس پاك نمىشود. و اگر به واسطه غير راه رفتن نجس شده باشد، پاك شدنش به واسطه راه رفتن اشكال دارد. پاك شدن كف پا و ته كفش نجس، به واسطه راه رفتن روى آسفالت و روى زمينى كه با چوب فرش شده، محل اشكال است. بلكه پاك نشدن اقوى است. براى پاك شدن كف پا و ته كفش، بهتر است پانزده قدم يا بيشتر راه بروند، اگر چه به كمتر از پانزده قدم يا ماليدن پا به زمين، نجاست برطرف شود. لازم نيست كف پا و ته كفش نجس، تر باشد. بلكه اگر خشك هم باشد به راه رفتن پاك مىشود. بعد از آنكه كف پا و ته كفش نجس به راه رفتن پاك شد، مقدارى از اطراف آن هم كه معمولا به گل آلوده مىشود، اگر زمين يا خاك به آن اطراف برسد، پاك مىگردد. كسى كه با دست و زانو راه مى رود، اگر كف دستيا زانوى او نجس شود، پاك شدن دست و زانوى او به وسيله راه رفتن، محل اشكال است. و همچنين استته عصا و ته پاى مصنوعى و نعل چهار پايان و چرخ اتومبيل و درشكه و مانند اينها. اگر بعد از راه رفتن ذرههاى كوچكى از نجاست كه ديده نمىشود در كف پا يا ته كفش پا بماند، بايد آن ذرهها را هم برطرف كرد، ولى باقى بودن بو و رنگ اشكال ندارد. توى كفش و مقدارى از كف پا كه به زمين نمىرسد به واسطه راه رفتن پاك نمىشود، و پاك شدن كف جوراب به واسطه راه رفتن، محل اشكال است. ولى اگر كف جوراب از پوست باشد، به وسيله راه رفتن پاك مىشود. 3-افتاب آفتاب، زمين و ساختمان و چيزهايى كه مانند درب و پنجره در ساختمان به كار برده شده و همچنين ميخى را كه به ديوار كوبيدهاند و جزو ساختمان حساب مىشود، با شش شرط پاك مىكند: اول: آنكه چيز نجس به طورى تر باشد كه اگر چيز ديگرى به آن برسد تر شود. پس اگر خشك باشد، بايد به وسيلهاى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند. دوم: آنكه اگر عين نجاست در آن چيز باشد، پيش از تابيدن آفتاب، آن را برطرف كنند. سوم: آنكه چيزى از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند. پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و چيز نجس را خشك كند، آن چيز پاك نمىشود. ولى اگر ابر به قدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، اشكال ندارد. چهارم: آنكه آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند. پس اگر مثلا چيز نجس به واسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمىگردد، ولى اگر باد به قدرى كم باشد، كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده، اشكال ندارد. پنجم: آنكه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست بهآن فرو رفته، يك مرتبه خشك كند. پس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد، و روى آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد، فقط روى آن پاك مىشود و زير آن نجس مىماند. ششم: آنكه مابين روى زمين يا ساختمان كه آفتاب به آن مىتابد، با داخل آن، هوا يا جسم پاك ديگرى فاصله نباشد. آفتاب حصير نجس را پاك مىكند، و همچنين درخت و گياه به واسطه آفتاب پاك مىشود. اگر آفتاب به زمين نجس بتابد، بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بوده يا نه، يا ترى آن به واسطه آفتاب خشك شده يا نه، آن زمين نجس است. و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب عين نجاست از آن برطرف شده يا نه، يا شك كند كه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه. اگر آفتاب به يك طرف ديوار نجس بتابد، طرفى كه آفتاب به آن نتابيده پاك نمىشود، ولى اگر ديوار به قدرى نازك باشد كه به واسطه تابش بهيك طرف، طرف ديگرش هم خشك شود پاك مىگردد اگر جنس چيز نجس به طورى عوض شود كه به صورت چيز پاكى در آيد، پاك مىشود و مىگويند استحاله شده است. مثل آن كه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد، يا سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود. ولى اگر جنس آن عوض شود، مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند، پاك نمىشود. كوزه گلى و مانند آن، كه از گل نجس ساخته شده نجس است. و بايد از ذغالى كه از چوب نجس درستشده اجتناب نمايند.چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه، نجس است. اگر شراب به خودى خود يا به واسطه آنكه چيزى مثل سركه و نمك در آن ريختهاند سركه شود، پاك مىگردد. شرابى كه از انگور نجس درست كنند، به سركه شدن پاك نمىشود، بلكه اگر نجاستى هم از خارج به شراب برسد، احتياط واجب آن است كه بعد از سركه شدن از آن اجتناب نمايند. سركهاى كه از انگور و كشمش و خرماى نجس درست كنند نجس است.اگر پوشال زير انگور يا خرما داخل آنها باشد و سركه بريزند، ضرر ندارد. و نيز اگر پيش از آن كه خرما و كشمش و انگور سركه شود، خيار و بادمجان و مانند اينها در آن بريزند، اشكال ندارد. 5- كم شدن دو سوم آب انگور آب انگورى كه جوش آمده، پيش از آنكه ثلثان شود، يعنى دو قسمت آن كم شود و يك قسمت آن بماند، نجس نيست ولى خوردن آن حرام است. ولى اگر ثابتشود كه مست كننده است، حرام و نجس مىباشد و فقط به سركه شدن پاك و حلال مىشود. اگر مثلا در يك خوشه غوره يك دانه يا دو دانه انگور باشد،چنانچه به آبى كه از آن خوشه گرفته مىشود آبغوره بگويند و اثرى از شيرينى در آن نباشد و بجوشد، پاك و خوردن آن حلال است. ٢٠ چيزى كه معلوم نيست غوره استيا انگور، اگر جوش بيايد، حرام نمىشود. اگر خون بدن انسان يا خون حيوانى كه خون جهنده دارد، يعنى حيوانى كه وقتى رگ آن را ببرند، خون از آن جستن مىكند، به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد، برود و خون آن حيوان حساب شود پاك مىگردد، و اين را انتقال گويند. پس خونى كه زالو از انسان مىمكد، چون خون زالو به آن گفته نمىشود و مىگويند خون انسان است، نجس مىباشد. اگر كسى پشهاى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مكيده يا از خود پشه مىباشد، پاك است. و همچنين است اگربداند از او مكيده ولى جزو بدن پشه حساب شود. اما اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه به قدرى كم باشد كه بگويند خون انسان است، يا معلوم نباشد كه مىگويند خون پشه استيا خون انسان، نجس مىباشد. اگر كافر شهادتين بگويد، يعنى بگويد: "اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله"، مسلمان مىشود، و بعد از مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است. ولى اگر موقع مسلمان شدن، عين نجاست به بدن او بوده، بايد برطرف كند و جاى آن را آب بكشد. ولى اگر پيش از مسلمان شدن، عين نجاست برطرف شده باشد، لازم نيست جاى آن را آب بكشد. اگر موقعى كه كافر بوده، لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد، نجس است. بلكه اگر در بدن او هم باشد، بنابر احتياط واجب بايد از آن اجتناب كند. اگر كافر شهادتين بگويد و انسان نداند قلبا مسلمان شده يا نه، پاك است.ولى اگر بداند قلبا مسلمان نشده، بنابر احتياط واجب بايد از او اجتناب كرد. تبعيت آن است كه چيز نجسى به واسطه پاك شدن چيز نجس ديگر، پاك شود. اگر شراب سركه شود، ظرف آن هم تا جايى كه شراب موقع جوش آمدن بهآن جا رسيده، پاك مىشود. و كهنه و چيزى هم كه معمولا روى آن مىگذارند، اگر به آن رطوبت نجس شود، پاك مىگردد. بلكه اگر موقع جوشيدن سر برود و پشت ظرف به آن آلوده شود، بعد از سركه شدن، پشت ظرف هم پاك مىشود. تخته يا سنگى كه روى آن ميت را غسل مىدهند، و پارچهاى كه با آن عورت ميت را مىپوشانند، و دست كسى كه او را غسل مىدهد، و همين طور كيسه و صابونى كه با آن شسته مىشود، بعد از تمام شدن غسل پاك مىشوند. كسى كه چيزى را با دستخود آب مىكشد، اگر دست و آن چيز با هم آب كشيده شود، بعد از پاك شدن آن چيز، دست او هم پاك مىشود. اگر لباس و مانند آن را با آب قليل، آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبى كه روى آن ريختهاند جدا شود، آبى كه در آن مىماند پاك است. ظرف نجس را كه با آب قليل آب مىكشند، بعد از جدا شدن آبى كه براى پاك شدن، روى آن ريختهاند، قطرههاى آبى كه در آن مىماند پاك است. اگر بدن حيوان به عين نجس مثل خون، يا متنجس مثل آب نجس، آلوده شود،چنانچه آنها برطرف شود، بدن آن حيوان پاك مىشود. و همچنين است باطن بدن انسان مثل توى دهان و بينى. مثلا اگر خونى از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود، آب كشيدن توى دهان لازم نيست. ولى اگر دندان عاريه در دهان نجس شود، بايد آن را آب بكشند، به احتياط واجب. اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد، چنانچه انسان نداند كه خون به غذا رسيده، آن غذا پاك است. و اگر خون به آن برسد، بنابر احتياط واجب نجس مىشود. جايى را كه انسان نمىداند از ظاهر بدن استيا باطن آن، اگر نجس شود، لازم نيست آب بكشد، اگر چه آب كشيدن احوط است. اگر گرد و خاك نجس به لباس و فرش و مانند اينها بنشيند، چنانچه هر دو خشك باشند، نجس نمىشود. و اگر گرد و خاك يا لباس و مانند اينها تر باشد، بايد محل نشستن گرد و خاك را آب بكشند. بول و غائط حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده، نجس است. و اگر بخواهند پاك شود بايد آن را استبراء كنند، يعنى تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاستخوار به آن نگويند، نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن بدهند. و بنابر احتياط واجب بايد شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بيست روز و گوسفند را ده روز و مرغابى را پنج روز و مرغ خانگى را سه روز، از خوردن نجاست جلوگيرى كنند، و غذاى پاك به آنها بدهند. اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيز ديگرى كه مانند ظرف و فرش در اختيار او است نجس شود و آن مسلمان غايب گردد، اگر انسان احتمال بدهد كه آن چيز را آب كشيده يا يه واسطه آنكه مثلا آن چيز در آب جارى افتاده پاك شده است، اجتناب از آن لازم نيست. اگر خود انسان يقين كند كه چيزى كه نجس بوده، پاك شده است، يا دو عادل به پاك شدن آن خبر دهند، آن چيز پاك است. و همچنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار او است بگويد آن چيز پاك شده، يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد، اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه. كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد و لباس هم در تصرف او باشد، اگر بگويد آب كشيدم، آن لباس پاك است. اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند، مىتواند به گمان اكتفا نمايد. ظرفى كه از پوستسگ يا خوك يا مردار ساخته شده خوردن و آشاميدن از آن ظرف حرام است و نبايد آن ظرف را در وضو و غسل و كارهايى كه بايد با چيز پاك انجام داد، استعمال كنند. بلكه احتياط واجب آن است كه چرم سگ و خوك و مردار را اگر چه ظرف هم نباشد، استعمال نكنند. خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره و استعمال آنها حرام است. ولى استعمال آنها در زينت اتاق حرام نيست. و نگاه داشتن نيز حرام نمىباشد. ساختن ظرف طلا و نقره و مزدى كه براى آن مىگيرند، حرام نيست. خريد و فروش ظرف طلا و نقره و پول عوضى هم كه فروشنده مىگيرد، حرام نيست. گيره استكان كه از طلا يا نقره مىسازند اگر بعد از برداشتن استكان،ظرف به آن گفته شود، استعمال آن چه به تنهايى و چه با استكان حرام است. واگر ظرف به آن گفته نشود، استعمال آن مانعى ندارد. استعمال ظرفى كه روى آن را آب طلا يا آب نقره دادهاند، اشكال ندارد. اگر فلزى را با طلا يا نقره مخلوط كنند و ظرف بسازند، چنانچه مقدار آن فلز به قدرى زياد باشد كه ظرف طلا يا نقره به آن ظرف نگويند، استعمال آن مانعى ندارد. اگر انسان غذايى را كه در ظرف طلا يا نقره است در ظرف ديگر بريزد، اين استعمال جايز است. ولى اگر بخواهد از ظرف دوم غذا بخورد و خالى كردن ظرف براى آن نباشد كه غذا خوردن از ظرف طلا يا نقره جايز نيست، اين استعمال حرام مىباشد. استعمال بادگير قليان و غلاف شمشير و كارد و قاب قرآن، اگر از طلا يا نقره باشد، اشكال ندارد. و همچنين عطردان و سرمهدان و مثل اينها. استعمال ظرف طلا يا نقره در حال ناچارى اشكال ندارد، استعمال كرد، بلكه گاهى واجب است. استعمال ظرفى كه معلوم نيست از طلا يا نقره استيا از چيز ديگر، اشكال ندارد. اگر كسى بدن انسان مرده اى را كه سرد شده و غسل اش نداده اند، مس كند، يعنى جايى از بدن خود را به آن برساند، بايد غسل مس ميّت كند. تيمّم در هفت مورد، به جاى وضو و غسل بايد تيمّم كرد: 1-پيدا نكردن آب 2- مشقّت بيش از حدّ 3-ترس از ضرر 4-نياز به آب براى حفظ جان 5-نياز به آب براى تطهير 6-نداشتن آب مباح 7-نداشتن وقت براى وضو يا غسل به آجر و كوزه قبل از پخته شدن نيز صحيح است . تيمم بر سنگ گچ و سنگ و سنگ آهك قبل از پخته شدن ، صحيح است . دستور تيمم در تيمم ، چهار چيز واجب است : اول :نيّت دوم : زدن تمام كف دو دست ، با هم ، بر چيزى كه تيمم به آن صحيح است و بنابر احتياط واجب ، همراه با ضربه باشد و گذاشتن دو دست بر زمين كافى نيست سوم : كشيدن كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن ، از جايى كه موى سر مى رويد تا ابروها و بالاى بينى و بنابراحتياط واجب بايد دستها روى ابروها هم كشيده شود چهارم : كشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ . احكام تيمم تيمم بدل از غسل و بدل از وضو، با هم فرقى ندارند، ولى احتياط مستحب است در تيمم بدل از غسل ، بلكه در هر تيممى ، بعد از مسح پيشانى ، يك بار ديگر كف دستها را به زمين بزند و پشت دستها را به همين صورتى كه گفته شد، با كف دست ديگر مسح كند. پيشانى و پشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح كند و كارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد. انسان بايد براى تيمم ، انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانى يا پشت دستها يا در كف دستها، مانعى باشد، مثلاً چيزى به آنها چسبيده باشد، بايد بر طرف كند. غسل غسل ترتيبى بايد به نيت غسل، اول سر و گردن، بعد طرف راست،بعد طرف چپ بدن را بشويد. و اگر عمدا يا از روى فراموشى يا به واسطه ندانستن مساله به اين ترتيب عمل نكند، غسل او باطل است. نصف ناف و نصف عورت را بايد با طرف راست بدن و نصف ديگر را بايد با طرف چپ بشويد، بلكه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود. براى آنكه يقين كند هر سه قسمت، يعنى سر و گردن و طرف راست و طرف چپ را كاملا غسل داده، بايد هر قسمتى را كه مىشويد مقدارى از قسمتهاى ديگر را هم با آن قسمت بشويد. بلكه احتياط مستحب آن است كه تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن، و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن بشويد. اگر بعد از غسل بفهمد جايى از بدن را نشسته و نداند كجاى بدن است، بايد دوباره غسل كند. اگر بعد از غسل بفهمد مقدارى از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد شستن همان مقدار كافى است، و اگر از طرف راست باشد، بايد بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشويد. و اگر از سر و گردن باشد، بايد بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشويد. اگر پيش از تمام شدن غسل، در شستن مقدارى از طرف چپ شك كند،شستن همان مقدار كافى است. ولى اگر بعد از اشتغال به شستن طرف چپ در شستن طرف راستيا مقدارى از آن شك كند يا بعد از اشتغال به شستن طرف راست در شستن سر و گردن يا مقدارى از آن شك نمايد، نبايد اعتنا كند. غسل ارتماسى اگر به نيت غسل ارتماسى به تدريج در آب فرو رود تا تمام بدن زير آب رود غسل او صحيح است، و احتياط آن است كه يك دفعه زير آب رود. در غسل ارتماسى اگر همه بدن زير آب باشد و بعد از نيت غسل، بدن را حركت دهد، غسل او صحيح است. اگر بعد از غسل ارتماسى بفهمد به مقدارى از بدن آب نرسيده، چه جاى آن را بداند يا نداند، بايد دوباره غسل كند. اگر براى غسل ترتيبى وقت ندارد و براى ارتماسى وقت دارد بايد غسل ارتماسى كند. كسى كه روزه واجب گرفته يا براى حجيا عمره احرام بسته، نمىتواند غسل ارتماسى كند. ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند، صحيح است. غسل ميّت واجب است ميّت را سه غسل بدهند: 1 - اول : غسل با آبى كه به سدر مخلوط باشد 2 - دوم : غسل با آبى كه به كافور مخلوط باشد 3 - سوم : غسل با آب خالص غسل بچه مسلمان اگر چه از زنا باشد، بنابراحتياط، واجب است . و غسل ، كفن ، دفن كافر و اولاد او، جايز نيست . و كسى كه از بچگى ديوانه بوده و به حال ديوانگى بالغ شده ، چنانچه پدر و مادر او يا يكى از آنان مسلمان باشند، بايد او را غسل داد و اگر هيچ كدام از آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جايز نيست . بچه سقط شده را، اگر چهار ماه يا بيشتر دارد، بايد بنابراحتياط واجب غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد، بايد در پارچه اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند. اگر ميّت و كسى كه او را غسل مى دهد هر دو مرد يا هر دو زن باشند جايز است كه غير از عورت ، جاهاى ديگر ميّت برهنه باشد. نگاه كردن به عورت ميّت حرام است ، و كسى كه او را غسل مى دهد اگر نگاه كند معصيت كرده ، ولى غسل باطل نمى شود. كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده ، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلكه همان غسل ميّت براى او كافى است ولى بنابراحتياط موقع غسل دادن نيّت غسل جنابت و يا حيض را نيز بنمايند. غسل مس ميّت اگر كسى بدن انسان مرده اى را كه سرد شده و غسل اش نداده اند، مس كند، يعنى جايى از بدن خود را به آن برساند، بايد غسل مس ميّت كند. غسلهاى مستحب غسل ها، در شرع مقدس اسلام بسيار است كه از آن جمله است : 1-غسل جمعه 2-غسل شب اول ماه رمضان و تمام شبهاى فرد مثل سوم و پنجم و هفتم ، ولى از شب بيست و يكم به بعد مستحب است همه شب غسل كند 3-غسل روز عيد فطر و عيد قربان 4-غسل شب عيد فطر 5-غسل روز هشتم و نهم ذى الحجه 6-غسل روز اول ، پانزده ، بيست و هفتم و آخر ماه رجب 7-غسل روز عيد غدير 8-غسل روز بيست و چهارم ذى الحجه 9-غسل روز عيد نوروز، پانزدهم شعبان و هفدهم ربيع الاول 10-غسل كسى كه در موقع گرفتن خورشيد و ماه ، نماز آيات را عمداً نخوانده در صورتى كه تمام ماه و خورشيد گرفته باشد 11-غسل كسى كه براى تماشاى دار آويخته ، رفته و آن را ديده باشد 12-غسل براى احرام و طواف و وقوف به عرفات و مشعر و براى قربانى كردن و سر تراشيدن در منى و براى توبه از معاصى اگر چه گناه صغيره باشد، و براى طلب حاجت و استخاره يعنى طلب خير از خداوند.
منابع: www.aviny.com/Ahkam/.../bahjat1003.aspx fa.wikipedia.org/wiki farsi.khamenei.ir shirazi.ir/rflo/Resale/Pages/26.htm farsi.khamenei.ir/treatise-content
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 20:16  توسط ابوالفضل
|
|