۱- To make a pig's ear of something: كاري را خيلي بد انجام دادن
2- This place is a pigsty: (مكان) كثيف و ريخت و پاش، "اتاقش مثل طويله يا خوكدوني است"
۳- Pigs might fly: وقوع اتفاقي غيرممكن مثل پرواز يك حيوان چهارپا (خوك)
۴- Busy as a bee: به كسي گفته مي شود كه خيلي سرش شلوغ است و كار زياد دارد يا مثل زنبور اين طرف و آن طرف مي رود تا كارها را انجام دهد.
۵- The bee's knees: كاري كه خوب و با كيفيت عالي انجام شده باشد.
۶- To have a bee in your bonnet: وقتي كسي خيلي نگران است و دائما درباره نگراني اش حرف مي زند
۷- To monkey around: احمقانه رفتار كردن
۸- Monkey business: رفتار بد يا بدون صداقت
۹- To make a monkey out of someone: كسي را احمق جلوه دادن
1۰- There's something fishy about this: "اين موضوع بو داره"، اين موضوع مشكوك به نظر مي رسد
۱۱- A big fish in a small pond: به فردي اطلاق مي شود كه قابليت هاي زياد او بلااستفاده مانده و اين وضعيت باعث كلافگي و ياس او شده است
۱۲- A fish out of water: به فردي اطلاق مي شود كه توانايي انجام كاري را كه به او داده شده ندارد و سردرگم است
۱۳- To eat like a horse: پرخوري بي اندازه، به اندازه زياد غذا خوردن
۱۴- Straight from a horse's mouth: شنيدن موضوعي از يك منبع موثق
۱۵- To flog a dead horse: "به اسب مرده لگد نمي زنند"، آدم بدبخت را نبايد بيشتر آزار داد
برچسبها:
خنده دار
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 18:22  توسط ابوالفضل
|